تبلیغات اینترنتیclose
آهوی زخمی ( رسول نجفیان)
پیچک ( رسول نجفیان)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ جمعه 10 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

آهوی زخمی

 

 

 

آهوی زخمی در دشت چگونه رهدا
مانده او تنها تنها ز پا می فتدا
آهوان رفتند در خون به خدنگ رها 
دشت بی یاران وایم چو دوزخ بودا
آهوی زخمی در دشت چگونه رهدا
 مانده او تنها تنها ز پا می فتدا
تیر زهر آگین بر پا شده است و رها
 از دلش اما بنگر چه خون می چکدا
تیغ دشمن نوش بگذار هزاران شودا
وای از آن خاری کز یار بر دل خلدا
 آهوی زخمی در دشت چگونه رهدا
مانده او تنها تنها ز پا می فتدا
 پای رفتن نیست دیگر به کجا رودا
کو سرای دوست که او سر نهدا
 عشق و هجرانی وایش چه ها می کشدا
بر لبش لبخند در دل چه خون می خوردا
 آهوی زخمی در دشت چگونه رهدا
 مانده او تنها تنها ز پا می فتدا
 چشمه بی آهو زین پس چه تشنه بودا
دشت بی آهو وایم چه طوفان شودا
 آهوی زخمی در دشت چگونه رهدا
 مانده او تنها تنها ز پا می فتدا

 

 

 

رسول نجفیان

برچسب ها : ,

موضوع : آهوی زخمی, | بازديد : 633